My Room


46. داخلی – دوباره سیاه می پوشیم – شب
November 13, 2010, 10:45 pm
Filed under: Uncategorized

نمی دونم چند وقته ننوشتم ولی می دونم زیاده. ای دی اس ال نداشتمو خداییش اینترنت دایال آپی خیلی زور داره. فعلا به لطف دوستان ” گلدنت” که پول یک ماه رو می گیرن و بیست و هفت روز شارژتون می کنن، بیست و هفت روز به آغوش محیط مجازی بی دغدغه و بی فیلتر و کم الافیِ پرسرعت ( البته پر سرعت داخلی!! ) باز گشتم اما این جور که بوش میاد تحریم مادر جان قراره دوباره دامن ما رو بگیره! تا کی دستمان در جیب مبارک خودمان رود دعا بفرمایید!ه

 

 

چند وقتیه به سرم زده در این جا رو تخته کنم و در طلب مخاطب جهانی برم به بلاگفا. امشب که بالاخره به برکت ای دی اس ال نقشه ام رو عملی کردم حتی نتونستم از در تو برم. نمی دونم چرا ولی اصلا بهم نچسبید. فرقش مثل دوربین سونی و کنن هست که اولی باب دل عوامه و دومی مخصوص اونایی که به کیفیت اهمیت می دن و کارشون از سوسول بازی گذشته و به فکر اصالتن. فعلا که منصرف شدم اما نمی دونم بالاخره سودای مخاطب جهانی دست از سرم بر میداره یا کارم به سوسول بازی می کشه!ه

 

 

طبق معمول با وجود کلی روزهای پر شور برای نوشتن و یه بغل پند و نصیحت واسه زورچپون کردن تو خطوط این کاغذ (!) و مخ ملت، شبی پای کی بورد نشستم که حسابی خالیم! این هم انگار عادت شده واسه ما.ه

 

انقدر خالی که مثل صفحات پیشنهاد مجلات می تونم فقط بهتون خوندن ” نفحات نفت ” رضا امیرخانی رو پیشنهاد بدم که در کمال تعجب همین چند روز پیش که خودش اومد دانشگاه و در موردش صحبت کرد از وجودش در این عالم باخبر شدم و خوندن بخش جدید همشهری جوان: “کافه” که خدا پدر و مادر طراح اولیه شو بیامرزه چون بخش متفاوت و جذابیه و البته نخریدن کتاب “گور به گور” ویلیام فاکنر که نجف دریابندری ترجمش کرده و علی رغم ذهن بیمارم، من یکی که نتونستم بیشتر از نصفش رو تحمل کنم و بستمش و سروندمش لای باقی کتاب های کتابخونه هام تا ملتی که وارد اتاقم می شن ( که تعدادشون از انگشتای دست بیشتر نیست ) کف کنن از میزان علم و دانش و کمالات و فرهیختگی و غیره و غیره من!ه

تنها پیشنهادی که می تونم از سر شوق بدم دیدن “رادیو هفت” هست که هر شب ساعت بیست و سه از شبکه آموزش پخش می شه و لبریزه از حس های خیلی خوب و ذوق زدن های از ته دل. درسته کار منصور ضابطیانه اما من گمون می کنم یه تعداد از عوامل و به قول خودمون مغز متفکرهاش بر و بچه های مرحوم ” نقره ” هستن که دو سال پیش صبح های جمعه پخش می شد و ” تصویر زندگی” که چند ماهیه تو یک شکل و شمایل جدید و جذاب پخش می شه و منِ متنفر از صبح به خیر ایران و سیمای خانواده و اِن تا برنامه های کپی خورده از روی هم رو علاقمند به دیدنش کرده. فرصت کردید حتما یک روز بین ساعت یازده تا دوازده و نیم یه سری هم به تصویر زندگی بزنین که البته یکی از نخ های تسبیح این سه تا برنامه احسان کرمی هست که اجرای آروم و صمیمی و زنده اش خیلی به دل میشینه.ه

برادر مامان جونم سه روز پیش فوت کردن. دلتون خواست صلواتی، فاتحه ای بدرقه ایشون و عزیزان سفر کرده خودتون بکنین. دلم می خواست بیشتر در موردش بنویسم که منصرف شدم. شاید به وقتش.ه


 





Follow

Get every new post delivered to your Inbox.